تبليغاتX
بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام عشق دروغین


تاز ه های مو سيقی عربی

 
Wahda Tayba
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Wahda Tanya
دانلود كنيد دانلود كنيد Hayaty Maak
دانلود كنيد دانلود كنيد Hob Mish Mahsoob Alaya
دانلود كنيد دانلود كنيد Ehsasy Beek
دانلود كنيد دانلود كنيد Malak Beia
دانلود كنيد دانلود كنيد Areef Ana Gaya Leeh
دانلود كنيد دانلود كنيد Ana Been Edak
دانلود كنيد دانلود كنيد Wahda Tayba

Tamer Hosni

 
Ya Bent El Eih
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Allah Yebarkly Feek
دانلود كنيد دانلود كنيد Ana Wala Aref
دانلود كنيد دانلود كنيد Areft Elly Feha
دانلود كنيد دانلود كنيد Danta Wahesny
دانلود كنيد دانلود كنيد Eetezry
دانلود كنيد دانلود كنيد Ergaly
دانلود كنيد دانلود كنيد Hases Bakhof
دانلود كنيد دانلود كنيد Kol Santa Wenta Tayeb
دانلود كنيد دانلود كنيد Mahadesh Hases Beya
دانلود كنيد دانلود كنيد Makontesh Mebayen
دانلود كنيد دانلود كنيد Seb El Hob
دانلود كنيد دانلود كنيد Soutak
دانلود كنيد دانلود كنيد Ya Bent Al Eih

Sara Al Hani
 
Akher Karar
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Karahni Fek
دانلود كنيد دانلود كنيد Soudfa
دانلود كنيد دانلود كنيد Ana Alghalthanah
دانلود كنيد دانلود كنيد Ad3y Aliak
دانلود كنيد دانلود كنيد Khalas Misafir
دانلود كنيد دانلود كنيد Akher KararAkher Karar
دانلود كنيد دانلود كنيد Allimtni
دانلود كنيد دانلود كنيد Khayalak

Amani

 
Wain
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Wain
دانلود كنيد دانلود كنيد Mesh Men Albak
دانلود كنيد دانلود كنيد Moghrama Beek
دانلود كنيد دانلود كنيد Ghmrny
دانلود كنيد دانلود كنيد Ta3beer Gamil
دانلود كنيد دانلود كنيد Shayef Nafso
دانلود كنيد دانلود كنيد El Laile 3idy
دانلود كنيد دانلود كنيد Ma Tkhaber Hada
دانلود كنيد دانلود كنيد Tewhashtk
دانلود كنيد دانلود كنيد W3edny

Rowaida Al Mahrogi

 
Warreni
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Kanet Marhala
دانلود كنيد دانلود كنيد Al Hasad
دانلود كنيد دانلود كنيد At3abni
دانلود كنيد دانلود كنيد Atb3ah
دانلود كنيد دانلود كنيد Deblah
دانلود كنيد دانلود كنيد Elli Yesma3ak
دانلود كنيد دانلود كنيد Ktir Bhes
دانلود كنيد دانلود كنيد Mallit
دانلود كنيد دانلود كنيد Warreni
دانلود كنيد دانلود كنيد Wel Omri

Hekmat

 
Nefsi Akoon Horra
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Ma Basadeg Had Yegib Sertak
دانلود كنيد دانلود كنيد Hwar
دانلود كنيد دانلود كنيد Gharib El Hal
دانلود كنيد دانلود كنيد Eidik Khayna
دانلود كنيد دانلود كنيد Farhana
دانلود كنيد دانلود كنيد Bahebak
دانلود كنيد دانلود كنيد Etfa2na 3al Ikhlass
دانلود كنيد دانلود كنيد Nefsy Akoon Horra
دانلود كنيد دانلود كنيد Hawel (Bouns-Track)

Dana

 
Enta Meen
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Ashemtiny
دانلود كنيد دانلود كنيد Ay Khedma Ya Basha
دانلود كنيد دانلود كنيد Enta Meen
دانلود كنيد دانلود كنيد Mitro
دانلود كنيد دانلود كنيد Miya Miya
دانلود كنيد دانلود كنيد Sampateek
دانلود كنيد دانلود كنيد Shaka Baka
دانلود كنيد دانلود كنيد Ana Dana
دانلود كنيد دانلود كنيد Ta2 Moot

May Kassab

 
جهت بزرگنمایی, روی عکس کلیک کنید
Ahla Men El Kalam
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد kol Youm Behkaya
دانلود كنيد دانلود كنيد Ahla Men El Kalam
دانلود كنيد دانلود كنيد Ya Waga Alby
دانلود كنيد دانلود كنيد Matgebsh Serty
دانلود كنيد دانلود كنيد Gai Limin
دانلود كنيد دانلود كنيد Law Ehna Fena Men Keda
دانلود كنيد دانلود كنيد We Di Amla
دانلود كنيد دانلود كنيد Adany El Aeb
دانلود كنيد دانلود كنيد El Smoha
دانلود كنيد دانلود كنيد Aho 2aly

Rajaa

 
Haal El Donia
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Istaghrabt
دانلود كنيد دانلود كنيد Lehe Teensa
دانلود كنيد دانلود كنيد Khaby Eniak
دانلود كنيد دانلود كنيد Mish Helo Ashano
دانلود كنيد دانلود كنيد Beedna Kaam Sana
دانلود كنيد دانلود كنيد Zah ana Ana
دانلود كنيد دانلود كنيد Hess Biya
دانلود كنيد دانلود كنيد Liek

Sherin Wagdy

 
Layali Hayati
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Ana Ba2ah
دانلود كنيد دانلود كنيد Ya 3am Sebak
دانلود كنيد دانلود كنيد Layali hayati
دانلود كنيد دانلود كنيد Law Youm By3adi
دانلود كنيد دانلود كنيد Abeltak Mara Wa7da
دانلود كنيد دانلود كنيد Tare2ty We Mgarabaha
دانلود كنيد دانلود كنيد Mean 3aref
دانلود كنيد دانلود كنيد Law Fe Youm 7elemt
دانلود كنيد دانلود كنيد Ro7 Ya Lail

Issaf

 
Maah Ghalby
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Aeml Haga
دانلود كنيد دانلود كنيد Alwaat Saraana
دانلود كنيد دانلود كنيد Ana Menak
دانلود كنيد دانلود كنيد Andi Amal Fiky
دانلود كنيد دانلود كنيد Areft El Haa
دانلود كنيد دانلود كنيد Entahet Hekaytna
دانلود كنيد دانلود كنيد Fdaltak
دانلود كنيد دانلود كنيد Kol Youm

Shaheenaz

 
Jooh Ghalbi
wma
دانلود كنيد دانلود كنيد Ahli Sanini
دانلود كنيد دانلود كنيد Alaml Fee Rojoak
دانلود كنيد دانلود كنيد Ensani
دانلود كنيد دانلود كنيد Jooh Ghalbi
دانلود كنيد دانلود كنيد Meen Kan Yaghool
دانلود كنيد دانلود كنيد Najm Vaalee
دانلود كنيد دانلود كنيد Vade Maghool
دانلود كنيد دانلود كنيد Vedana


 
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:54 توسط هیلیا نائبی |

هيليا

 

 

گل من خوشگل من

 

بابايي چه دوست داره تورو

 

هيليا دختركم از پيش بابايي تو نرو

 

تو مثه يه ستاره توي آسمون مني

 

تو حرفام رو ميدوني شيرين زبون مني

 

وقتي كه غم مي باره عشقت برام پناهه

 

اگه ازم دور باشي اين به خدا گناهه

 

شيرين تر از گل بهاري تو

 

اين هه خوبي رو تو داري تو

 

من توي دلت خونم رو مي سازم

 

تو هستي و من به تو مي نازم

 

دستاي كوچيكت رو توي دست من بزار

 

سرد سردم اما تو سر روي شونه هام بزار

 

تو دلم يه بغض گرمه ميشكنم براي تو

 

باتو گرم اشك بابا از كنار من نرو

 

من با تو هستم هيليا دختركم

 

تو بمون با من

 

بگو كه تنهام نميزاري تو

 

خوش بو تر از گل بهاري تو

 

اين همه خوبي روتو داري تو

 

 (به هيليا دخترم كه يك روز مي آيد)

                                                                        

 هميشه عاشق باش

كه خدا عاشقا رو خيلي دوست داره

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:36 توسط هیلیا نائبی |

منو ببخش كه نديده مي گرفتم
التماس اون نگاه نگرونو
منو ببخش كه گرفتم جاي دست
عاشق تو دست عشق ديگرونو
لايق عشق بزرگ تو نبودم بهترینم
غافل از معجزه توشد وجودم اسير جادوت

منو ببخش كه درخشيدي ومن چشمامو بستم
منو بخشيدي ومن چشمامو بستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخش
تو بپاي من نشستي ومن جدا از تو نشستم
تو نياوردي به روم هرجا دلت رو ميشكستم
منو ببخش منو ببخش

منو ببخش منو ببخش

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:13 توسط هیلیا نائبی |

گفتی از ناله شبگیر کسی در قفسی
بنویسم سخنی !
هر نفسی،
باز بسی.
گفتی از چهره ماتم زده غم بنویس!
گفتی از ناله در این نامه فراوان بنویس!
گفتی و رفتی و جستی و ندانستی تو
که من از روز ازل بسته به زنجیر تو ام!
شب ام از غم ،غم ام از تو و تو گفتی بنویس؛
"غم ازین غم، که ندارد ثمری هر سخنی
و ازین غم بسیار،
که نخواندست کسی از ورقی! "
گفتی از آنچه تو داری بنویس!
گفتی از آنچه تو خواهی بنویس!
گفتی از آنچه تو دانی بنویس!
گفتم از غم بنویسم که چرا،
کاینچنین موج خموشی به تن آزرده مرا؟
گفتم و رفتم و جستم و ندانستی تو
غم من آنچه تو می پنداری
نیست در خاطره ام.
هرگز نیست،
آنچه در آینه چشم تو معنا شده است!
غم من راز خموش صدف دیده توست
که ندارد پرو بالی و نداند گذری.
غم من شعله سوزان دل خسته توست.
تو که در دیده صیاد به دام افتادی!
چه بخواهی
چه نخواهی
تو بدان
بال و پری نیست که پرواز کنی!
غم من خواهش پرواز تو بود!!!
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 18:17 توسط هیلیا نائبی |

اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...    آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني !  آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟

جملات کوتاه و عاشقانه   :.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست

 من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی دارم!

قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!!

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی...

آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند...

خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود

 به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که .....

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند

یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!

برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟!

از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!

دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....

محبت ره به دل دادن صفاي سينه ميخواهد به ياد يکدگر بودن دلي بي کينه ميخواهد اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا ان است که نامت را هميشه بر زبان دارم

وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی



دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

 سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم

کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...


نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام


من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را...

اگه از بوي گلي خوشت نيومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون....

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ...

اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...

نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 16:58 توسط هیلیا نائبی |

جادوی سکوت

من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من ، که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه ی مردم شدم
ای سکوت ، ای مادر فریادها ،
ساز جانم از تو پر آوازه بود ،
تا در آغوش تو ، راهی داشتم ،
چون شراب کهنه ، شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها
من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ، ای مادر فریادها
گم شدم در این هیاهو ، گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من ؟
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!

نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:16 توسط هیلیا نائبی |

ياد من باش...

 

رفتي خاطره هاي تو نشسته تو خيالم!
بي تو من اسير دست آرزو هاي محالم!
 ياد من نبودي اما.من به ياد تو شکستم!
 غير تو که دوري از من.دل به هيچ کسي نبستم!
 هم ترانه ياد من باش!
 بي بهانه ياد من باش!
 وقت بيداري مهتاب. عاشقانه ياد من باش!
 اگه باشي با نگاهت.ميشه از حادثه رد شد!
 ميشه تو آتيش عشقت.گر گرفتن بلد شد!
 اگه دوري.اگه نيستي.نفس فرياد من باش!
 تا ابد تا ته دنيا.تا هميشه ياد من باش...

 

نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:1 توسط هیلیا نائبی |

جنگل سیمانی...

 
هیچ خورشیدی به روز من نمی تابد و ماه بلند زرد برای بازی بالا نمی اید
من گفته ام تاریکی نورم را احاطه کرده است و روز مرا به صحنه بازی در
شب مبدل کرده است و کسی به من نمی گوید پی عشق کجا را باید
گشت و پی زندگی به کدام سو باید رفت
می دانم زندگی من جایی دیگر مخفی شده است جایی در انتظار من
است.
جایی بهتر از این جنگل سیمانی در این جنگل سیمانی اگر چه زنجیر به
پای من نیست اما آزاد نیستم و در بند رشد می کنم و در بند جست و خیز
می کنم و هرگز خوشبختی را نمی یام و هرگز کسی مرا در آغوش نمکشد
با این همه من میخندم مثل دلقکها همیشه می خندم
کسی به من کمک نمی کند کسی مرا از زمین بلا نمی کشد
اما جایی برای من تهیه شده است
جایی بهتر از این جنگل سیمانی .زندگی من جایی مخفی شده است
بهتر از این جنگل سیمانی...

 

نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:0 توسط هیلیا نائبی |

تو

 

تو مرغ عشقي و در جانم آشيانه گرفتي

هزار گلشن دل را به يك بهانه گرفتي
 
مرا دليست كه هرگز به دلبري نسپردم
در اين خرابه ندانم چگونه خانه گرفتي
 
من آن كبوتر پروازي ام كه رام نبودم
مرا به دام كشيدي به آب و دانه گرفتي
 
به برق خشم براندي به ناز چشم بخواندي
ببين كبوتر دل را چه دلبرانه گرفتي
 
جوانه ها به دلم از نسيم عشق تو سر زد
شدي چو اتش و در نطفه اي جوانه گرفتي
 
بهاي ناز تو جان بود اگر دريغ نكردم
در اين معامله هم بارها بهانه گرفتي
 
چگونه نام وفا مي بري كه از ره ياري
به ياد من ننشستي سراغ من نگرفتي
 
هزار مرغ غزلخوان به نام عشق تو پر زد
ميان ان همه بال مرا نشانه گرفتي
 
چو بلبلان بهاري ترانه خوان تو بودم
به صد بهانه ز من لذت ترانه گرفتي
 
بيا بيا كه پس از شِكوِه ها هنوز هم اي يار
تو مرغ عشقي و در جانم آشيانه گرفتي
نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 23:57 توسط هیلیا نائبی |

سکوت

وقتی با تمام وجود عاشق هستی اما باید از همه این احساسات خیلی ساده تر از عاشقیت بگذری. چون فقط فقط به فکر او هستی. به فکر اینکه او مال تو نمی شود ... هیچ وقت... به خدا خیلی سخت است نگاهت را برای همیشه از او بِدزدی چون او را دیگر نمی توانی ببینی. آره واقعاً حقیقت دارد که وقتی عاشق شدی نباید او بداند .خیلی سخت است آنقدر سخت . چشمهایت هم دیگه یاریت نمی کند. من هم یکی از همان آدمها هستم دیگه طاقتم تمام شده . چند روز  چندساعت چندسال عاشق بمانم . تا کی . هیچ جوری از این موضوع رها نمی شوم.اشتباه من این بود که عاشق شدم.آنهم عاشق او ... اما مگه من خودم را عاشق کردم. چرا خدایی که مرا عاشق کرد به فکر این نبود که یک روزی مثل الان این حق را دارم که با همه وجود فریادبزنم: بابا پس تکلیف این همه علاقه چی می شود. جزاین است که مثل هر بار به جای شکایت خودم را به دروغ دلداری بدهم. جزاین است که خنده های مصنوعی تحویل اطرافیانم می دهم. مثل همیشه برای جدایی نگاه سردم را به زمین خدا می دوزم وحالا در تنهایی خودم این حق را پیدا کردم با تمام وجود گریه کنم. ولی دیگه چه فایده وقتی هیچ وقت نتوانستم به او بگویم : پس حق من چی ؟ من از این گریه های یواشکی خسته شدم. چرا نباید بدانم چی به سر دلم آمده. مثل همیشه دلم به چشمام وچشمام به فکرم ... همه به همه دستور می دهند زهره صبور باش گریه نکن. این وسط فقط روحم است که دیگر جانی ندارد. من شرمنده چشمام هستم .شرمنده دلی هستم که هر بار از طرف او شکسته شده. من چی دارم که از خودم دفاع کنم. جز اینکه سکوت کنم چون عاشقم. یعنی ارزش و عدالت عشق آنقدر کم است....فقط سکوت
 
با خود عهد بَستم فراموشت کنم .نفس هایم را در سینه حبس کردم. پرده ای سیاه به یادت آویختم. زندگی را فراموش کردم. خاطراتت را ناباورانه به دور ریختم. ... اما نشد... باور کن نشد فراموشت کنم.
نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 23:55 توسط هیلیا نائبی |

لغت نامه

 

 تو لغت نامه نوشتن که سیاه یعنی سیاهی
 که سفید یعنی درستی ، سادگی یعنی تباهي
تو لغت نامه نوشتن ، که کلک یعنی قایق
یا گرسنگی مساویس با فراموشی عاشق
 ما کلک خوردیم و دیدیم که کلک همون فریبه
 از همینه که حقیقت توی گوش ما غریبه
 حقیقت تنها یه حرف تو لغتنامه ی باریک
که دیگه رنگی نداره توی اون کتاب تاریک

ما رو گول زدن ترانه ! واژه هاشون الکی بود
 معنی شادی و لبخند ، گریه ی یواشکی بود
 مث رعد و برق که اول ، برق بعد از او صدا بود
 ما ولی گوش نمی کردیم ، رعد و برق تو گوش ما بود

 تو لغت نامه نوشتن که سگ و گربه رفیقن
ننوشتن چن تا آدم از یه سقفم بی نصیبن
 تو لغت نامه نوشتن ستاره یه سنگ سرده
 این لغت نامه رو افسوس چشمای ما دوره کرده
 چاره ی ما یه کتابه ، یه لغت نامه ی تازه
 می رسیم به حرف آخر ،‌نگو این جاده درازه
تو لغت نامه ی تازه پر واژه های بکره
 هر یه واژه اش یه تلنگر واسه بیداری فکره

ما رو گول زدن ترانه ! واژه هاشون الکی بود
 معنی شادی و لبخند ، گریه ی یواشکی بود
 مث رعد و برق که اول ، برق و بعد از اون صدا بود
 ما ولی گوش نمی کردیم ،‌رعد و برق تو گوش ما بود


 

نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 23:49 توسط هیلیا نائبی |

به سگي خون و دل دادم تا با من آشنا گردد

ندانستم سگ خون مي خورد و خونخوار مي گردد .

کنار آشيانه ات آشيانه مي کنم

هواي آشيانه را پر از ترانه مي کنم.

 کس زمن مي پرسد به خاطر چه زنده اي

و من براي زندگي تو را بهانه مي کنم (به اميد روزي که تو را دوباره در کنار حود براي هميشه داشته باشم )  

نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 17:26 توسط هیلیا نائبی |

حرف دل خودم

 در تنهايي سکوت خود نشسته بودم در عالم خيال ناگهان در اين سکوت سنگين صدايي از يار شنيدم که مرا با تمام وجود مي خواند .
دوست دارم هميشه و هميشه در اين سکوت بمانم تا صداي يار بشنوم صداي ياري که ديگر هرگز نخواهم اش ديد صداي ياري که هرگز با من نبود صداي عزيزي که مرا با تمام وجود عاشق خود ساخت ولي خود هرگز عاشق نشد صدايي که مرا دوباره زنده مي کند
با زمزمه حرفهاي شيرينش صدايي که به من روحم جسمم جان دوباره مي بخشد و به من مي گويد زندگي کن نمي دانم به چه دليل و چرا اين گونه عذاب مي کشم تا خاطرم هست دلي را به خاطر عشق نشکسته ام تا خاطرم هست اميد نا به جايي به کسي نداده ام و هيچ موقع با دل يک عاشق بازي نکرده ام .  
نمي دانم نفرين چه کسي اينگونه دل و وجوده مرا به آتش کشيد نمدانم صداي نفرين هاي چه کسي به خدا رسيد که مرا اين گونه عذاب مي دهد اي يار من تو را دوست دارم و خواهم داشت .
ولي هرگز از ياد نبر که من هم يک عاشق بودم و تو دل مرا بدونه هيچ شک و ترديدي شکستي شايد روزي هم صبر من تمام شود و صداي پر از بغض و ناله و نفرين پر از درد و غم و انتظار به خدايم رسد بترس از آن روز که روزي روزگاري به روز من افتي .
خدايم ايَ خداي مهربانم مرا از اين عذاب رهائي ده. به من قدرت ترک اين همه درد و غصه را ده تا ديگر عاشق نشوم تا هرگز دلي را نشکنم از تو عاجزانه التماس مي کنم
مر به خاطر اشتباهاتي که کردم ببخش
نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 16:59 توسط هیلیا نائبی |

هیچ کی مثل من تورو دوست نداره این و از تو چشمام می تونی بخونی

 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست         

 بین من وعشق تو دمی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن وگوش به من کن           

 گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف            

    تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت        

 جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت وپناهت به سلامت            

   بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:31 توسط هیلیا نائبی |

میتونستم با تو باشم

هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن

آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بود

میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو مثه تو تنهای تنها


هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:22 توسط هیلیا نائبی |

آهنگ جديد

آهنگ جدید و زیبای احسان خواجه امیری به نام باران با دو کیفیت

 

 

دانلود آهنگ  128

دانلود آهنگ 

موزيك ويدئو جديد و زيباي بابك رهنما به نام تنهايم

 


 تنهايم

 

آلبوم جدید و بسیار زیبای بهنام علمشاهی به نام لوس

آهنگساز : بنیامین بهادری


 


 دانلود کل آلبوم به صورت يکجا در يک فايل زيپ شده

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps

 ۱ـ بی وفا

 ۲ـ لوس

 ۳ـ امشب

 ۴ـ نازی

 ۵ـ آهو

 ۶ـ نگاه

 ۷ـ خیال

 ۸ـ بی گناه


آهنگ جدید و زیبا از گروه ضربت با عنوان ضربت بگین

 


ضربت بگین

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:28 توسط هیلیا نائبی |

غریبه

چراغها را خاموش کنید
 
 می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم
 
غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی
 
 نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛
 
 بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو
 
میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم
 
 از من نگیر این لحظه های دلخوشی را
 
نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ...
 
 یادت می آید حرفی را که زدی؛
 
گفتی می روم،
 
گه گداری شاید به خوابت بیایم
 
شاید در خواب،
 
 تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم
 
 لااقل همین وعده را برایم بگذار ...
 
 غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش
 
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:26 توسط هیلیا نائبی |

چه کند ؟

 
 
 
عشق ورزی که تحمل نتواند چه کند ؟
پیرهن گر به تن خود ندارد چه کند ؟
 
* * * *
 
آنکه چون شمع بسوزد همه شب در تب عشق
بر سر شعله گر اشکی نفشاند چه کند ؟
 
* * * *
 
هر دم طفل دلم ناله کنان می گرید
صبر بر دوری یار نتواند چه کند ؟
 
* * * *
 
در شگفتم ز سهیفی که دم از عقل زند
ساده لوحی که نداند که نداند چه کند ؟
 
* * * *
 
رشکمندی که ز توفیق کسان می سوزد
آتش دل به عداوت نفشاند چه کند ؟
 
* * * *
 
آنکه لبخنده ی مردم نتوان دیدن
گر که جان را به لب خود نرساند چه کند ؟
 
* * * *
 
آن تنک مایه ی مغرور که چون طبل تهیست
کار خود را به هیاهو نکشاند چه کند ؟
 
* * * *
 
ابر دریا دل آبستن باران گستر
قطره ای گر به لب ما نچکاند چه کند ؟
 
* * * *
 
استخوان می شکند تنگی این شهر مرا
گر هما در قفس تنگ بماند چه کند ؟
 
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:23 توسط هیلیا نائبی |

ترا قسم به حقیقت

 

ترا قسم به حقیقت ترا قسم به وفا
 
ترا قسم به محبت ترا قسم به صفا 
 
ترا به میکده ها و ترا به مستی می
 
ترا به زمزمه ی جویبارو ناله ی نی
 
ترا به چشم سیاهی که مستی اموزد
 
ترا به اتش اهی که خانمان سوزد
 
ترا قسم به دل و  آرزو به رسوائی
 
ترا به شعله ی عشق و ترا به شیدائی
 
ترا قسم به حریم مقدس مستی
 
ترا به شور جوانی ترا به این هستی
 
ترا به گردش چشمی که گفتگودارد
 
ترا به سینه ی تنگی که آرزو دارد
 
ترا به قصه ی لیلا و غصه ی مجنون
 
ترا به لاله ی صحرا نشسته اندر خون
 
ترا به مریم خاموش و سوسن غمگین
 
ترا به حسرت فر هاد ها و ناله ی شیرین
 
ترا به شمع شب افروز جمع سر مستان
 
ترا به قطره ی اشک چکیده در هجران
 
ترا قسم به غم عشق و اشنائیها  دل چو شیشه ی من مشکن ا ز جدائیها
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:21 توسط هیلیا نائبی |

آه .....

چشمهایم در فراسوی زمان رخسار تو را می جوید .
کاش تو هم ، زمان را می شکافتی تا به رویای چشمانم برسی .
آه .....
آ ه که شهاب زندگی مجالی نداد .
مجال یک لبخند ، یک بوسه .
نوبت من ، لحظه ها چه زود دیر می شد .
باز هم شکر .....
شکر که خوشه چین روزگار رحمتی عطا کرد تا سیب سرخ رهائی را به من هدیه دهی .
ملائک می خورندش تا ماورای دوست داشتن را در زمین جویا شوند .
ولی من می پرم تا آفریدگار عشق را نظاره کنم و هزاران بار خلقتش
را به تحسین درآورم .
 
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:18 توسط هیلیا نائبی |

دانلود اهنگ

دانلود اهنگ جدید کامران و هومن

                                                  
نام اهنگ    کیفیت ۲۴ کیفیت ۱۲۸
دوست دارم   24Kps      128Kps
خیلی ممنون 24Kps 128Kps
منو ببخش 24Kps 128Kps
اون با من  24Kps 128Kps
اونی که می خواستم 24Kps 128Kps
با تشکر از شما 24Kps 128Kps
منو ببخش 24Kps 128Kps
               

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:12 توسط هیلیا نائبی |

چه کسی

چه کسی باور کرد مردنم را بی توگاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه

 کس می گویدآن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی روی خندان تو را

کاشکی می دیدمشانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت که مهم

 نیست زیادچه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد

نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:3 توسط هیلیا نائبی |

دلم می خواست من باشمو تو با یک دنیای خالی.دوست داشتم تو باشی منو دو قلب ﭘر احساس.اما نمیشه
بدون تو دنیا برام ارزشی نداره.کاش خودم می مردم. اما مرگ لحظه های ﭘر احساس زندگیمو نمی دیدم.خدایا چه سخته.تحملش چه سخته
اما می دونم که اگه نشد باهم باشیم .اما قلبامون هنوز باهمه.من الان بیش از هر زمانی اون دلی که بهم دادی تو قلبم حس می کنم
امشب اگه تنهام
اگه نیستی باهم اشک بریزیم.اما ضربان قلبتو توی دلم احساس می کنم
اگه هر شب از شوق بودن با تو خوابم نمی برد.امشب از درد جدایی و غم نبودنت نمی تونم بخوابم
نیستی اما من حست می کنم.باهام حرف نمی زنی اما من صداتو می شنوم که تو دلت داری حرف می زنی.نمی بینمت اما با همه وجود تو ذهنمی
الان به یاده لحظه آخر افتادم.لحظه آخر صدات لرزید.صدای منم لرزید
وقتی صدات قطع شد باور لحظه ها برام مشکل شد.تازه فهمیدم که دیگه هرگز این صدارو نمی شنوم.اشک ریختم.اما چیزی عوض نشد
من موندم با یک جاده بی انتها که از این به بعد کسی رو برای همراهی ندارم.چه دردناک بود اون لحظه.قدرت تحملشو نداشتم.اما چاره ای جز تحمل نداشتم
زندگی با من چی کار کرد؟امشب چه طولانی شده.بغضمم نمیشکنه. امشب همه چیز عزاب آور شده.سکوت٫بغض خفه کننده٫ فکر تو٫ صدای ضربان قلبم٫ تحمل٫ نفس کشیدنم٫ باور لحظه هام و نگه داشتن قلبی که تو به من دادی
سخته.سخت تر از حد توانم.حست میکنم. با همه وجود حست می کنم.می دونم که الان داری به من فکر می کنی.می دونم. باور دارم
با من نیستی اما من تورو با ذره ذره وجودم حس می کنم
می دونم که تو هم منو حس می کنی
دارم آهنگایی که با همه وجود به تو دادم گوش می دم.اون روز که اون آلبومو به تو دادم می دونستم که توی این شب که عزاب آور ترین شب زندگیمه تنها این آلبوم میتونه منو با آهنگاش باور کنه.برای همین به تو دادم. تا تو هم تو این شب بری سراغش.کاش تو هم الان گوش بدی و مثل من خودتو به احساس واقعی این آهنگا ﺑﺴﭙاری
یک بار بهت گفته بودم.الان بازم میگم.به تو ساده دل ندادم که بری ساده ز یادم.هر چقدر بیشتر فکر می کنم کمتر می تونم باور کنم که دیگه باهم نیستیم
چه ﭘاک بود این احساسی که بین ما بود.چه ساده بودیم هردومون
ما که توقع زیادی نداشتیم.فقط می خواستیم خودمونو فدای احساسی که برامون ارزش داشت بکنیم. اما نشد
زندگی به ما مهلت نداد
خدایا زندگی چه بی رحمه
ما که توقع زیادی نداشتیم. فقط می خواستیم با هم باشیم.اما زندگی این حقو از ما گرفت.کاش بودی و می دیدی که بدون تو دلیلی برای ادامه ندارم
ساعت ها از لحظه آخره با هم بودنمون گذشته.اما من انگار تو اون لحظه متوقف شدم
دوست ندارم که از ذهنم بیرونش کنم
خدایا چه سخته جدایی.هنوز به اندازه نصف روز از لحظه آخر نگذشته اما من طاقتم داره تموم میشه.چقدر دلم برات تنگ شده
دلم بد جوری گرفته.اما این بار تو نیستی که برات از دل تنگیام بگم.ستاره دلتنگی های منم امشب تو آسمون گم شده.ﭘیداش نمی کنم
این شبم که به آخر نمیرسه
خدایا این زجر تا کی می خواد ادامه داشته باشه؟چرا دیشب که با هم می خندیدیم زود گذشت؟ولی امشب که با هم نیستیم ﭘایان نداره؟
می خوام از خدا بخواهم که به هر دومون کمک کنه.من دعا می کنم تو هم دستاتو بالا بگیر تا دعامون بر آورده بشه.می دونم که سخته اما بیا باور کنیم که برای ما بازگشت امکان نداره
نمی دونم امشب تا کی می خواهد طول بکشه
اما من تحمل می کنم.تو هم تحمل کن.میدونم که میگی سخته.می دونم که داری اشک میریزی و میگی نمیخوام
اما اینم می دونی که ما مجبوریم که زیر بار غصه هامون تحمل کنیم .ﭘس منم با تو اشک میریزم و سعی می کنم که با هر قطره اشکم هم باورمو بیشتر کنم و هم احساسمو
دوستت دارم برای همیشه.می دونم که تو هم تا آخرین لحظه دوستم خواهی داشت
می خوام برم .برمو از فردا با سکوت و دل شکستم یک زندگی بی دلیلو شروع کنم.میخوام برم و با همه این چیزایی که اتفاق افتادباز خدارو شکر کنم.تو هم برو.برو تا کم کم بتونی باور کنی که همیشه هر چی تو زندگی دوست داشته باشی بهش نمیرسی
دلم برات چه تنگه .دنیا دلش چه سنگه
دنیا حسابی مارو دور خودش دوونده.صبرم زیاده اما عمری دیگه نمونده
برام سخته.خیلی هم سخته
اما باید بگم
خداحافظ زیباترین لحظه های زندگی من.خداحافظ خاطرات من
خداحافظ برای همیشه

نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:2 توسط هیلیا نائبی |

بخند

کاش همیشه بخندی وقتی ترا می بینم که آنطرف خیابان به انتظار من تمام گرمای تابستان را به جان خــریدی

بخندی وبگویی که هنوز هم دوست داری برایت نامه های عاشقانه بی جواب بنویسم ،بخندی وبگویی هنــــــوز

هم منتظر روزی هستی که تمام دنیا را با پا های پیاده بدویم ،بخندی وبگویی چشم به لحظه ای دوخته ای کـــــه  

 درخنک ترین سایه  بنشینیم وتو جواب تمام نامه هایم را به تمنای لبخندی وتمنای نگاهی بلند بلند فریاد بزنــــی .

دوستی ات رسد به بلندای آسمان وقتی میخندی وصدایت ابرها را به تکاپوی باران برساند وقتی دعا می خوانی ،

وقتی صدایت به آسمان می رسد نام مرا هم بلند بخوان تا قلب مهربانترین فرشته خداوند بلرزد وبرای تمام رویا

های کودکانه ام دست به دامان خداوند شود .

کاش همیشه بخندی وقتی اشکهای سرازیر مرا می بینی وتو با صدای گرفته ای می پرسی ...آرزو داری گــریه

می کنی ومن در میان هق هق هایم می گویم ...دلم برات تنگ شده است وتو با شتاب به سوی دیگری.........

میدوی وبرایش کاسه ای آب می بری .

نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:57 توسط هیلیا نائبی |

گلهای چادر نمازم

هنوز سفره دلم را برایت باز نکرده بودم که رفتی بی سرو صدا وبی خبر وبعد هرچی پروانه به دنبالت روانه کردم حتی پشت سرت را هم نگاه نکردی وحالا هر وقت نسیم موههای مارا بهم می ریزد می دانیم که حالت

خوب است .

تازه ترین تصویرم را برایت فرستادم تا تو بدانی هنوز هم در هوای تو نفس می کشم وهنوز نمیدانم باتصویرم چه کردی ،ای کاش هنوزهم وقتی به یاد هم می افتادیم می توانستیم لبخند بزنیم .

وحالا رویای باتو بودن تمام زندگیم را چنگ می زند وتصویر چشمان تو در تمام زندگیم موج می زند ،نازنینم بخند تا تمام زندگیم بلرزد.

وحالا در آخرین دم روزهای هفته کارمن دعا کردن به جان تمام نفس هایست  که باقی مانده ،چقدر درآرزوی بودن با تو نفس بکشم تو راضی می شوی برگردی ؟تا کجای دنیارا به دنبالت با پاهای پیاده بروم خوشحال می شوی ؟تو بگو چقدر دیگر دعا بخوانم صدایم به آسمان خواهد رسید؟

می خواهم بروم ودعا بخوانم ترا به گلهای چادر نمازم پیش از آنکه بنفشه ای بکارم برگرد.

نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:50 توسط هیلیا نائبی |

گیرم بازهم بیایی و از عاشقی بخونی                                        

                                           گیرم تادنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی

             روز غمم نبودی خوشیت با دیگرون بود

                                         منو به کی فروختی اون ازما بهترون بود

             میای بیا ولی حیف ، حیف دیگه خیلی دیره

                                                حالا که خاطراتت یکی یکی میمیره

             کی گفته بودکه تنهام وقتی تورو ندارم

                                                   بازهم میگم بدونی منم خدایی دارم

            برگشتی اما انگارتو باختی توی بازی

                                        غرورتم شکستن بی چیت داری مینازی ؟

نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:34 توسط هیلیا نائبی |

TinyPic image

حيف شد كه رفتي و نگاهت مهربان نبود

گريه ي من براي توست،براي باران نبود

I LOVE YOU I LOVE YOU

فصل بهاره اما برگهاي درخت من زرده

اين چشاي توست كه بي چاره ام كرده

I L@VE Y@U I L@VE Y@U

يه عمره دارم مي رم براي به تو رسيدن

ولي به خداي آسمونها قسم ديگه بريدم

I L@VE Y@U I L@VE Y@U

باشه برو هر جا بري هنوز عزيزمني

شايد من اشتباه كردم كه گفتم تو مال مني

I L@VE Y@U I L@VE Y@U

ولي بي برو برگرد تقصير من نبود خودت خواستي

اين قهر و آشتي ها كار من نبود خودت خواستي

I L@VE Y@U I L@VE Y@U

آره!من بدم،بديم روبزار به پاي سرنوشت

اگه اجازه مي دي من مي رم جهنم تو برو بهشت

1 loVe yoU 1 loVe yoU

مي نويسم روي در و ديوار يادگاري

كه عزيزم تو چرا دوستم نداري؟!

1 loVe yoU 1 loVe yoU

عاشقت شدم يه روز قشنگ باروني

راستي عزيزم اصلا دلت اومد تنهام بزاري؟

1 loVe yoU 1 loVe yoU

كي تو رو اندازه ي من دوستت داره؟

كي به تو فول داده هيچ وقت تنهات نزاره؟

1 loVe yoU 1 loVe yoU

از كنارم رفتي،رفتي پيش غريبه،اينو يادت بمونه

گفتي تو هم شدي ديوونه،اينو يادت بمونه

i LOVE you i LOVE you

بگو آخه من چه گناهي كردم كه نمي دونم؟

آخرش توي قلبت بمونم يا نمونم؟

i LOVE you i LOVE you

تو كه غير ما هيچكي رو نداشتي

چي شد اين جوري تنهام گذاشتي؟

i LOVE you i LOVE you

عاشقترينم،نمي دونم اسمتو چي بزارم

مثل رسم قديمي اسمت رو نیلوی خودم مي زارم

i LOVE you i LOVE you

تو رو كجا ببينمت؟تو رو چي صدات كنم؟

كه هر جا پا مي زارم مي خوام جونم رو فدات كنم

! L@7E Y@U ! L@7E Y@U

نگفتي كه مي ري مهربونیهام رو مي زاري كنار

از پيشم مي ري من مي مونم و انتظار

! L@7E Y@U ! L@7E Y@U

زندگي مثل غروب روزاي به تو رسيدن

روز خوب با تو بودن،ديگه از غم نشنيدن

! L@7E Y@U ! L@7E Y@U

عشق تو مثل يه حبابي روي آبه

عشق تو شايدم يه رويا،يه خوابه

! L@7E Y@U ! L@7E Y@U

نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:33 توسط هیلیا نائبی |

یادته اون روز

من می خواستم که با تو بمونم تا همیشه اماتو رفتی و نگفتی عاقبت این دل من چی میشه حالا چرا باز برگشتی میگی بی تو نمیشه
نمی خوامت دیگه برو گمشو از جلو چشمام واسه همیشه


روز اولی که دیدمت تو نگاه فهمیدیم که رسیدمت اومدی جلو به من دادی دو تا دستت خندیدی گفتی تنهایی شده بستت بگو چرا یهو عاشقت شدم چرا برای تو زنده می شدم چون تو دست گرمت عشقو دیدم من اونیم که به عشق می خندیدم تو می گفتی عاشق شدی مثل من نترس بیا جلو قلبتو بدش به من حالا بیا بشین پیش من عشق من واسه بوسه از اون لبات من تشنه ام یهو دلم گرفتی تو به بازی چون گفتی دوسم داری بهم ثابت کن همه چی و بهت ثابت کردم اما تو باورنداری پس حرف رضا رو بشنو


ازم خواستی تو زخم شب و تب من بیا ببین بی تو باختم نرو بروم نبند درو حالا بیا جلوم بشین ببین چشمتو ببند بریم به خاطر تلخ سر تو حادثه پخته شب حاضری با گوش باز نیاز پیدا کنه فاش این راز ماهری بگی باید بری به خواب دراز من و تو خونی به سمت تونی به شبت واسم طرح غمه ولی گفتی از پیشم برو کم بشه شرت گفتم میرم و یه روزی میام که خیلی رو سیاهی دختر می گم بازیچه نیستم که فردا منو بخوای تو خیلی خوشکلی نازی منم خوب دادی بازی راضی به مرگم باشی آخرش هم تو می بازی منو دادی عذاب کردی خراب دادی به باد بدش زدی فریاد خوردی شراب خندیدی شاد حالا ناراحتم بی طاقتم فاصله کم شده بینمون بیا پیشم بگو دیونتم بیا


برو که دیگه بی خیال تو فکر نکن نگران حالتم چرا برگشتی بگو چی میخوای بودنم شده واست آرزوی محال یادته زدی دلمو شکستی حالا اومدی میگی بودی تو مستی پشیمونی ولی بدون خودت خواستی برو گمشو برو خیلی پستی ...


اشتباه کردم که بهت فرصت دادم هنوزم می افته از اون صحبت یادم که می گفتی دوست دارم همیشه پیشتم فکر کردی تو هیسری خر میشه بی صفت تو میخندی به ریش من عرسکم بودی ولی برو از پیش من آره برو برو برو برو از پیش من برو از پیش من



من می خواستم که با تو بمونم تا همیشه اماتو رفتی و نگفتی عاقبت این دل من چی میشه حالا چرا باز برگشتی میگی بی تو نمیشه نمی خوامت دیگه برو گمشو از جلو چشمام واسه همیشه
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:26 توسط هیلیا نائبی |

اومد که فریاد بزنه                              اما دیگه نای نداشت

خواست بمونه پیشش                       تو قلب اون جایی نداشت

آی دختره ای بی وفا                        آی تو که تنهام می ذاری

تو قاب عکست جایی من             عکس کی رو میخوای بذاری

برو برو که مثل تو                                  زیاده تو دنیا واسم

  ولي بدون كه تا ابد                                  جايي نداري تو دلم

  زدم به سيم اخرو                                  گفتم ولش كن بيخيال

اون واسه من يار نمي شه                 بي خيال اين عشق محال

گفتم توي مرام ما                           منعت كشي نيست با مرام

مي خواد بره خوب به درك                   هميني كه هست ختم كلام

نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:25 توسط هیلیا نائبی |

درد و نفرین

Image hosting by TinyPic  درد و نفرین به سفر باد که منو از تو جدا کردImage hosting by TinyPic
  Image hosting by TinyPic  تو رو اون گوشه دنیا منو این طرف رها کردImage hosting by TinyPic
  Image hosting by TinyPic   تو رو داشتم ارزومه زندگی بی  تو حرومهImage hosting by TinyPic
 Image hosting by TinyPic نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومهImage hosting by TinyPic
   Image hosting by TinyPic  بعد تو کسی نیومد بتونه جاتو بگیرهImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPic   که بخاطرش بمیرم که بخاطرم بمیره....؟Image hosting by TinyPic

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:16 توسط هیلیا نائبی |